رودخانه آرام اردیبهشت...

ازیک چیزهایی که حرف می زنم، در خودم ذوب می شوم....

همان حرفهای بی اجازه...

که در کمال ناباوریم از دهنم می پرند بیرون...

تو سکوت می کنی و من ذوب میشود...

لای سنگریزه های آرام اردیبهشت به دنبال خودم می گردم...

هرسنگریزه یک تکه از من است...

نمی دانم با این همه تکه تکه شدنهایم چکار می کردم آن روزها...

و نمی دانم در این روزهای خوب چگونه تمام تکه هایم را بردارم و به هم وصلشان کنم...

من با تو دارم از ذوب شدگیم صحبت میکنم ،می شنوی؟؟؟

حرفهایم رامی گذارم بین صفحه 8.9....

بعضی چیزهایی که فکرش را هم نمیکنی نفس میکشند....باور میکنی....!!!!؟؟؟

مثلاآن عکست که خیره به من نگاه می کند،نفس می کشد!

همان عکسی که حوالی کوچ اجباری نشانم دادی:گفتم:

(تو خیلی خوبی>>>>لطفااااقدر خودت را بدان....!!!)

گفتی :تو بدان.....تو قدرم را بدان......

و من چقدر عاشق این جور حرف زدنهایت هستم...گریه

و من چقدر فهمیدم که نمی توانم که کوچ کنم ازتو...

هنوز عکست نفس می کشد...

نفس هایش بوی قهوه می دهد...

قهوه می خوری؟؟؟؟؟

کتاب ها ردیف شده اند در رودخانه ی آرام اردیبهشت....

در گیر و دار بازدیدهای کاغذی اردیبهشت تهران...

از یک چیزهایی که حرف می زنم در خودم ذوب میشوم...

سحر آمیز ها همیشه خوب هستند...:

شمشیر سحر آمیز....لوبیای سحر آمیز....حتی حرف های سحر آمیز...

حرف های علاقه هم سحر آمیز هستند...

حرف های علاقه هم نفس می کشند....

باور میکنی؟؟؟؟

مثلا همین دوستت دارم های بی اجازه که در کمال ناباوریم از دهانم می پرند بیرون و تو با شنیدنشان غلیظ تر سکونت می کنی...

و من عمیق تر ذوب می شوم...

با تو همه چیز سحر آمیز است...

همین رودخانه ی آرام اردیبهشت که پر است از سنگریزه....

به نقل ازنویسنده زیبا قلم مجله موفقیت:

(سرکار خانم پرستو عوض زاده)

 

/ 3 نظر / 74 بازدید
قلم

قلبت را آنقدر ازعاطفه لبریز کن که اگر روزی افتاد و شکست همه جا عطر گل یاس پراکنده شود.

شادی

همه امروزها را زندگی كن و از آن لذت ببر. من همه ی خوبان را به خدای خوبی ها می سپارم...

ترنم

سلام...یه وب باز کردم.. هنوز کلی کار داره ولی خوشحال میشم سر بزنی.اگه با تبادل لینک موافق باشی خبر بده...ممنون[گل]